از شهر خسته تا روستای آرام؛ تأملی بر گردشگری روستایی

حسین ابراهیمی حصار کارشناس میراث‌فرهنگی و مدرس دانشگاه در یادداشتی نوشت: در حالی که حافظه جمعی شهرنشینان با روایت‌های شاعرانه از آرامش محیط روستا پیوند خورده است، واقعیت‌های متغیرِ زیست‌شهری، مفهوم گردشگری روستایی را از یک فعالیت تفریحیِ ساده به یک ضرورتِ زیستی و اقتصادی تغییر داده است. امروزه تقابل میان «خستگیِ شهرنشین» و «آرامشِ طبیعت» شکافی میان نیازهای روانیِ گردشگران و ظرفیت‌های مدیریتیِ روستا ایجاد کرده است؛ موضوعی که نیاز به واکاوی جدی و تخصصی دارد.

شعر «شهر و روستا» سروده جعفر ابراهیمی (شاهد) در حافظه جمعی دانش‌آموزان دهه شصت، که امروز مردان و زنان میان‌سال جامعه هستند، آخرین درس کتاب فارسی کلاس اول دبستان بود. شعری که آن روزها، فقط یک ترانه کودکانه بود، اما امروز محتوای آن نه تنها تبدیل به واقعیتی انکارناپذیر در زندگی، بلکه حسرتی در ذهن و ضمیر زیست‌وران محیط‌های شهری شده است.
چرا که امروزه چالش‌های مبتلابه زندگی مدرن شهری، بسیار سخت‌تر و حتی تلخ‌تر از روزگاری است که میان‌سالانِ امروز، این قطعه را در عوالم کودکی، سرخوشانه زمزمه می‌کردند. ترافیک خسته‌کننده در معابر شهری، انواع آلودگی‌های زیست‌محیطی اعم از صوتی، تنفسی و ...، کاهش سطح ارتباطات انسانی و حرکت شتابان به سوی ماشینی‌شدن روابط، تنزل سطح اخلاق فردی و جمعی و غلبه سودمحوری و سوداگری در تعاملات انسانی، گسترش سطح نفوذ شبکه‌های مجازی و جایگزینی تدریجی آن با روابط مستقیم انسانی، تورم و تنگناهای اقتصادی و بسیاری موارد دیگر، جملگی در زمره دلایلی است که می‌توان به استناد آن مدعی سخت‌تر و حتی تلخ‌تر شدن حال و هوای امروز شهرنشینان، به ویژه در کلان‌شهرها نسبت به گذشته است.
در پی آزاردهنده‌تر شدن چالش‌های گریبان‌گیر زندگی شهری، نیاز شهروندان به فرصت‌هایی برای گریز از آن و کسب آرامشی هرچند کوتاه‌مدت، بیشتر از پیش شده است. تأکید بر کوتاه بودن چنین فرصت‌هایی، خود ناشی از مسائل ناگزیر زندگی مدرن شهری است، در واقع به دلیل الزامات زندگی جدید به ویژه در زمینه اقتصادی و معیشتی، حتی در صورت به‌دست آوردن فرصت و زمان کافی برای سفر و گشت و گذار طولانی‌تر (چند روزه) معمولاً تأمین هزینه چنین سفری، چالش جدی‌تری است.
اگرچه پی‌جویی کسب فرصت برای گشت و گذار و تفرج در هوای پاک و مصفای روستا و دامان پاک طبیعت، سنتی دیرسال در بین ایرانیان است، امروزه در شکل جدید زندگی شهری، تبدیل به یکی از لذت‌بخش‌ترین تفریحات و فرصتی برای دوری از ازدحام و آلودگی زندگی شهری، حتی برای چند ساعت شده است. به همین دلیل از منظر صنعت گردشگری، طبیعت‌گردی و گردشگری روستایی، تبدیل به عرصه‌ای مناسب برای فعالیت و بازاری پررونق برای فعالان این حوزه شده است.
در این پیوند یادآوری این نکته نیز درخور نگرش است که تقریباً تا یک دهه پیش، سفر، حداقل برای بخشی از خانواده‌های ایرانی، بیشتر یک برنامه تفریحی سالانه بود؛ اما امروز در نتیجه بروز چالش‌های جدی در حوزه اقتصادی، گشت‌های کوتاه‌مدت (Tour) برای بسیاری از مردم، به فرصتی جایگزین برای بازیابی تعادل روانی، تبدیل شده است، به‌گونه‌ای که طبیعت‌گردی و گردشگری روستایی، دیگر صرفاً یک محصول گردشگری نیست؛ بلکه پاسخی به یکی از نیازهای انسان معاصر است.
در چنین شرایطی است که برنامه‌ریزی برای برگزاری گشت‌های یک‌روزه و نیم‌روزه با هدف سفر و بازدید از جاذبه‌های طبیعی و یا بازدید از روستاهای برخوردار از جاذبه‌های گردشگری اعم از طبیعی و تاریخی و فرهنگی از سوی دفاتر خدمات مسافرتی و دیگر فعالان این عرصه (اعم از مجاز و غیرمجاز) حداقل از منظر تبلیغی بیش از گذشته به چشم می‌آید، اگر از کلیشه‌های مرسوم در بحث از مزایای مترتب بر گردشگری روستایی بگذریم، می‌توان حداقل سه کارکرد و یا مزیت اصلی برای گشت‌های کوتاه‌مدت برشمرد:
ـ کارکرد روانی: بازیابی آرامش روانی شهروندان و کاهش فشارهای زندگی شهری از طریق پناه بردن به آغوش طبیعت و محیط و فرهنگ بکر و خاطره‌انگیز (Nostalgic) روستا.
ـ کارکرد اجتماعی: ایجاد فرصت و فضایی برای احیای روابط انسانی و معاشرت مستقیم خانواده‌ها و آشتی و آشنایی بهتر با سبک زندگی روستایی.
ـ کارکرد اقتصادی: ایجاد درآمد برای جوامع محلی بدون نیاز به سرمایه‌گذاری‌های سنگین. با این همه، این دگرگونی در الگوی سفر، در کنار فرصت‌های تازه، آسیب‌هایی را نیز به همراه آورده است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.
به عنوان نمونه به موازات کاهش توان مالی شهروندان برای سفرهای چند روزه و اقبال بیشتر به گشت‌های کوتاه‌مدت یک‌روزه و نیم‌روزه، یکی از نکاتی که به وضوح مشاهده شده و نوعی آسیب جدی و قابل تأمل است، تغییر در هدف و ماهیت این شیوه سفر از کسب آرامش روانی به فرصتی برای تخلیه هیجانات و حتی خشم‌های فروخورده اجتماعی است. متأسفانه، این تغییر رویکرد به حدی رسیده است که در برخی مناطق، سخن از واکنش‌های منفی و مقاومت جوامع میزبان در برابر گردشگران به میان می‌آید؛ موضوعی که زنگ خطری جدی برای آینده گردشگری روستایی است.
باید به یاد داشته باشیم که روستا تنها مقصد گردشگری نیست؛ محل زندگی انسان‌هایی است که آرامش، فرهنگ و شیوه زیست آنان، خود بخشی از سرمایه گردشگری است، از این‌روی بسیار ضروری است که برای بهره‌گیری بهینه از این سرمایه، برنامه‌ریزی در جهت پیشگیری از بروز افراط یا تفریط و نیز هدایت صحیح به سوی تحقق مزایای مورد انتظار، در دستور کار کاربدستان این صنعت در بخش خصوصی و سیاست‌گذاران در بخش دولتی قرار گیرد.
توجه به نکاتی بسیار ساده و در دسترس چون:
ـ در نظر داشتن ظرفیت پذیرش و تاب‌آوری محیط‌های طبیعی
ـ تلاش حداکثری برای جلب مشارکت جامعه محلی از طریق ایجاد تعادل بین هزینه ـ سود
ـ اهتمام ویژه به جلوگیری از تخریب زیست‌محیطی و فرهنگی ـ آموزش جوامع محلی در حوزه ارائه خدمات باکیفیت
ـ برنامه‌ریزی جهت طراحی گشت‌های مسئولانه
ـ پرهیز جدی از برخوردهای سلبی و انتظامی در صورت تمهید چنین پیش‌نیازهایی، می‌توان امیدوار بود که در وهله نخست، صنعت گردشگری که طی سال‌های اخیر به شدت صدمه دیده است، حداقل در حوزه گردشگری داخلی رونقی نسبی یافته و در گام پسین به تدریج کارکردهای روانی و اجتماعی گردشگری روستایی و طبیعت‌گردی در عرصه زیست شهروندان بروز و ظهوری اثرگذار داشته باشد.
آنچه روزی در کتاب فارسی اول دبستان، آرزویی کودکانه بود، امروز به یکی از نیازهای واقعی شهروند ایرانی بدل شده است؛ نیازی که پاسخ درست به آن، نه در گسترش بی‌ضابطه سفر، بلکه در توسعه گردشگری مسئولانه، احترام به جامعه میزبان و حفظ حرمت طبیعت نهفته است، تنها در چنین صورتی است که روستا می‌تواند همچنان همان جای باصفایی باقی بماند که سال‌ها پیش، در ذهن کودکان این سرزمین نقش بست.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052001538
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha